شمارهٔ ۳۴

غزلیات ناتمام

سوخت محرومی دیدار چنان پیکر من
که زهم ریزد اگر دل طپد اندر بر من

تو مرا سوزی و من سوزم از من غم که مباد
باد بیرون برد از کوی تو خاکستر من

آن قدر گریه کنم کاب به افلاک رسد
بو که آن آب برد تیرگی از اختر من

در غمش ضعف رسید است به جایی که مرا
مرده دانند اگر دل بطپد در بر من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}