غزل شمارهٔ ۵۹۱

غزلیات

سخت زیبا می‌روی یک‌بارگی
در تو حیران می‌شود نظّارگی

این‌چنین رخ با پری باید نمود
تا بیاموزد پری رخسارگی

هرکه را پیش تو پای از جای رفت
زیر بارش برنخیزد بارگی

چشم‌های نیم‌خوابت سال و ماه
همچو من مَستند بی میخوارگی

خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکُش یک‌بارگی

دوست تا خواهی به‌جای ما نکوست
در حسودان اوفتاد آوارگی

سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست
چارهٔ عاشق به‌جز بیچارگی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}