شمارهٔ ۲

ملحقات و مفردات

می‌ندانم چه کنم چاره من این دستان را
تا به دست آورم آن دلبر پردستان را

او به شمشیر جفا خون دلم می‌ریزد
تا به خون دل من رنگ کند دستان را

من بیچاره تهیدستم از آن می‌ترسم
که وصالش ندهد دست تهیدستان را

دامن وصلش اگر من به کف آرم روزی
ندهم تا به قیامت دگر از دست آن را

در صفاتش نرسد گرچه بسی شرح دهد
طوطی طبع من آن بلبل پردستان را

هوس اوست دلم را چه توان گفت اگر
دست بر سرو بلندش نرسد پستان را؟

نرگس مست وی آزار دلم می‌طلبد
آنکه در عربده می‌آورد او مستان را

گر ببینم رخ خوبش نکنم میل به باغ
زانکه چون عارض او نیست گلی بستان را

هر که دیدست نگارین من اندر همه عمر
به تماشا نرود هیچ نگارستان را

نیست بر سعدی از این واقعه و نیست عجب
گر غم فرقت او نیست کند هستان را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}