شمارهٔ ۱۱

ملحقات و مفردات

رفت آن کم بر تو آبی بود
یا سلام مرا جوابی بود

از سر ناز وز سر خوبی
هر دمی با منت عتابی بود

وعده‌های خوشم همی دادی
گویی آن وعده‌ها سرابی بود

روزگار وصال چون بگذشت
گویی آن روزگار خوابی بود

بر کف من ز دست ساقی بزم
هر نفس ساغر شرابی بود

خستهٔ مانده‌ام نمی‌پرسی
که مرا خستهٔ خرابی بود

حبذا آنکه از زکات لبت
عاشقان تو را نصابی بود

سعدیا چون زمان وصل گذشت؟
ای دریغا که چون سرابی بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}