بخش ۱۲ - گفتار اندر گردش روزگار

باب دوم در احسان

تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
که فردا نگیرد خدا با تو سخت

گر از پا در آید، نماند اسیر
که افتادگان را بود دستگیر

به آزار فرمان مده بر رهی
که باشد که افتد به فرماندهی

چو تمکین و جاهت بود بر دوام
مکن زور بر ضعف درویش عام

که افتد که با جاه و تمکین شود
چو بیدق که ناگاه فرزین شود

نصیحت شنو مردم دوربین
نپاشند در هیچ دل تخم کین

خداوند خرمن زیان می‌کند
که بر خوشه‌چین سر گران می‌کند

نترسد که نعمت به مسکین دهند
وزآن بار غم بر دل این نهند؟

بسا زورمندا که افتاد سخت
بس افتاده را یاوری کرد بخت

دل زیر دستان نباید شکست
مبادا که روزی شوی زیردست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}