بخش ۹ - حکایت

باب هشتم در شکر بر عافیت

برهنه تنی یک درم وام کرد
تن خویش را کسوتی خام کرد

بنالید کای طالع بدلگام
به گرما بپختم در این زیر خام

چو ناپخته آمد ز سختی به جوش
یکی گفتش از چاه زندان: «خموش!»

به جای آور، ای خام، شکر خدای
که چون ما نه‌ای خام بر دست و پای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}