بخش ۱۰ - حکایت

باب هشتم در شکر بر عافیت

یکی کرد بر پارسایی گذر
به صورت جهود آمدش در نظر

قفایی فرو کوفت بر گردنش
ببخشید درویش پیراهنش

خجل گفت کانچ از من آمد خطاست
ببخشای بر من، چه جای عطاست؟

به شکرانه گفتا به سر بیستم
که آنم که پنداشتی نیستم

نکو سیرت بی تکلف برون
به از نیکنام خراب اندرون

به نزدیک من شبرو راهزن
به از فاسق پارسا پیرهن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}