غزل شمارهٔ ۳۶

غزلیات

گر مرا دنیا نباشد، خاکدانی، گو! مباش!
بازِ عالی‌همّتم، زاغ‌آشیانی، گو! مباش!

بز نی‌ام در آخورِ قسمت، گیاهی، گو! مرو!
سگ نی‌ام بر خوانچهٔ رزق، استخوانی، گو! مباش!

گر همه کامم برآید، نیم‌نانی، خورده گیر!
ور جهان بر من سرآید، نیم‌جانی، گو! مباش!

من، سگِ اَصحابِ کهفم، بر در مَردان، مُقیم
گِردِ هر در می‌نگردم، استخوانی، گو! مباش!

چون طمع، یک‌سو نهادم؛ پایمردی، گو! مخیز!
چون زبان اندر کشیدم، ترجمانی، گو! مباش!

وه! که آتش در جهان زد عشقِ شورانگیزِ من
چون من اندر آتش افتادم، جهانی، گو! مباش!

دُرِّ معنی، منتظم در ریسمانِ صورت است
نی چو سوزن تنگ‌چشمم، ریسمانی، گو! مباش!

در بُنِ دیوارِ درویشی چو خوابت می‌بَرَد
سَر بِنِه بر بامِ دولت! نردبانی، گو! مباش!

گر به دوزخ در بمانم، خاکساری، گو! بسوز!
ور بهشت اندر نیابم، بوستانی، گو! مباش!

من چی‌ام در باغِ ریحان، خشک‌برگی، گو! بریز!
من کی‌ام در باغِ سلطان، پاسبانی، گو! مباش!

«سعدیا»! درگاهِ عزّت را چه می‌باید سُجود؟
گَردِ خاک‌آلوده‌ای بر آستانی، گو! مباش!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}