قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳

قصاید

هر چیز کزان بتر نباشد
از مصلحتی به در نباشد

شری که به خیر باز گردد
آن خیر بود که شر نباشد

احوال برادرم شنیدی
فی الجمله تو را خبر نباشد

خرمای به طرح داده بودند
جرم بد از این بتر نباشد

اطفال و کسان و هم رفیقان
خرما بخورند و زر نباشد

آنگه چه محصلی فرستی
ترکی که ازو بتر نباشد

چندان بزنندش ای خداوند
کز خانه رهش به در نباشد

خرمای به طرح اگر ببخشد
از اهل کرم هدر نباشد

تا قوّت صبر بود کردیم
دیگر چه کنیم اگر نباشد

آیین وفا و مهربانی
در شهر شما مگر نباشد

در فارس چنین نمک ندیدم
در مصر چنین شکر نباشد

هر شب برود ز چشم سعدی
صد قطره که جز گهر نباشد

ما از سر مهر با تو گفتیم
باشد که کسی خبر نباشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}