قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در ستایش

قصاید

به خرمی و به خیر آمدی و آزادی
که از صروف زمان در امان حق بادی

به اتفاق همایون و طلعت میمون
دری ز شادی بر روی خلق بگشادی

به هر مقام که پای مبارکت برسد
زمانه را نرسد دست جور و بیدادی

بزرگ پیش خداوند بنده‌ای باشد
که بندگان خدایش کنند آزادی

بهشت گرچه پرآسایشست و ناز و نعیم
جز آن متاع نیابی که خود فرستادی

تو را سلامت دنیا و آخرت باشد
که بیخ خیر نشاندی و داد حق دادی

دعای زنده‌دلانت بلا بگرداند
غم رعیت و درویش بردهد شادی

خدای عزوجل از تو بنده خشنودست
وزان پدر که تو فرزند پرهنر زادی

ملوک روی زمین بر سواد منشورت
نهاده سر چو قلم بر بیاض بغدادی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}