شمارهٔ ۱۲۸

قطعات

بود در خاطرم که یک چندی
گرچه هستم به اصل و دانش خر

به خرد با فرشته هم پهلو
سخن نظم، نظم دانهٔ در

تا مگر گردد از ایادی تو
تنگم از مرده ریگ مردم پر

چون نبودیم در خور خدمت
گفت عفوت که السلامة مر

بندگی درت کنم چندی
بی‌ریا همچو ایبک و سنقر

ترک کردیم خدمت و خلعت
نه دیار عرب نه شیر شتر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}