شمارهٔ ۲۱۶

قطعات

نظر کردم به چشم رای و تدبیر
ندیدم بِه زِ خاموشی، خِصالی

نگویم لَب ببند و دیده بَردوز
ولیکن، هر مقامی را مَقالی

زمانی، درسِ عِلم و بحثِ تَنزیل
که باشد نَفْسِ انسان را کمالی

زمانی، شعر و شطرنج و حکایت
که خاطر را بُوَد دَفعِ مَلالی

خدای است آن‌که ذاتِ بی‌نظیرش
نگردد هرگز از حالی به حالی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}