حکایت شمارهٔ ۲۴

باب دوم در اخلاق درویشان

پیشِ یکی از مشایخ گله کردم که: فلان به فَسادِ من گواهی داده است.

گفتا: به صَلاحش خجل کن!

تو نیکو روِش باش تا بَدسگال
به نقصِ تو گفتن نیابد مَجال

چو آهنگِ بربَط بود مستقیم
کی از دستِ مطرب خورد گوشمال؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}