حکمت شمارهٔ ۱۸

باب هشتم در آداب صحبت

خشمِ بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطفِ بی وقت هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.

دُرشتی و نَرمی به هَم دَر بِه است
چو فاصد که جَراح و مَرهَم نِهْ است

دُرشتی نگیرد خِرَدمَند پیش
نه سُستی که ناقص کُنَد قَدرِ خویش

نه مَر خویشتن را فُزونی نَهد
نه یکباره تَن در مَذلت دَهد

شَبانی با پدر گفت: اِی خِرَدمَند
مَرا تَعلیم دِه پیرانه یک پَند

بگفتا: نیکمَردی کُن نَه چَندان
که گردد خیره گرگِ تیز دَندان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}