شمارهٔ ۴۹

خبیثات

ای فتنهٔ دلبران یغما
وی طَیرهٔ لعبتان چینی

‌خوبان جهان درخت بیدند
‌تو سرو روان راستینی

‌بر پشت زمین مقابلت نیست
‌هرگاه که روی بر زمینی

‌ای بر همه مهربان و مشفق
‌با ما به چه جرم خشمگینی؟

‌هر گه که چو دوستان مخلص
‌بر خاک نهی ز لطف بینی

‌هر جور و جفا که بینم آنگاه
‌نازت بکشم، که نازنینی

‌شک نیست که من تو را شکستم
‌گر خود همه کوه آهنینی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}