شمارهٔ ۴۲

غزلیات

جامع رشک جنان فیض اثر دیدیم ما
گوییا در شام دنیای دگر دیدیم ما

سقف جامع با سراجات منیرش بی گمان
آسمان و کوکب و شمس و قمر دیدیم ما

واعظان در هر طرف سرگرم وعظ خویشتن
سرخوش از ذکر خدا دیوار و در دیدیم ما

باخبر با بی خبر را اندرین دارالامان
بی خبر از خویش و از حق باخبر دیدیم ما

وعدهٔ فردا مهیا در دمشق امروز بود
فیض شامش را فزون تر از سحر دیدیم ما

اندرین معبد ره فیض است باب و روزنش
در دل هر بیدلی از حق نظر دیدیم ما

نور احمد از مزار حضرت یحیی مبین
همچو بینایی ز مردم در بصر دیدیم ما

قاپوی جنت سعیدا نیست جز باب البرید
اهل غفران را از این در، در گذر دیدیم ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}