شمارهٔ ۵۶

غزلیات

روشنگر زمان و زمین است آفتاب
یک صفحه از کتاب مبین است آفتاب

تا جوهر وجود تو آمد به روی کار
ماه است آسمان و زمین است آفتاب

در پاکی وجود تو حرفی ندیده است
گوید کسی چنان و چنین است آفتاب؟

چون گوی در سراسر میدان آسمان
پهلو نبرد گوشه نشین است آفتاب

خوش گو سخن به پستی قدرت نظر مکن
دل آسمان و فکر، زمین است آفتاب

سالک خیال و راه خدا آسمان دل
شک و گمان ستاره یقین است آفتاب

یک دلبری است لیک به هنگام مهر و قهر
آن است گاه ماه گه این است آفتاب

دور از حقیقت است سعیدا مجاز بین
چون بگذرد ز ماه قرین است آفتاب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}