شمارهٔ ۸۰

غزلیات

چون دل دلیل نیست تن و [دل] برابر است
آبی که [تشنگی] نبرد گل برابر است

[جایی] که بحر وصل به گرداب [بیخودی] است
جام شراب و مرشد و کامل برابر است

مردی که [خو] به وادی حیرت گرفته است
صحرا و باغ و جاده و منزل برابر است

گر خیر از برای عوض می کنند خلق
پس در طمع کریم به سایل برابر است

عالم اگر شوی تو به «العلم نقطة»
دانی که مرکز حق و باطل برابر است

شاه و گدا چو مرد مساوی است زیر خاک
بر اسب یا پیاده به منزل برابر است

با توست یار، لیک سعیدا تو غافلی
دریا همیشه با لب ساحل برابر است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}