شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

گریه در بزم یار، بی ادبی است
خنده هم ز این قرار، بی ادبی است

اتحادم به امر مطلوب است
ورنه بوس و کنار بی ادبی است

ستم و جور درد عشقش را
باز با او شمار بی ادبی است

در جهانی که افتقار سزاست
از جهان افتخار بی ادبی است

حاکم امر و نهی چون حق است
گله از روزگار بی ادبی است

هر کجا پابرهنگان باشند
سرکشی های خار بی ادبی است

هر کجا آن نگار بی نقش است
باز نقش و نگار بی ادبی است

از خیالی که آه نتوان کرد
نالهٔ زار زار بی ادبی است

عاشقی مفلسی و جانبازی است
تن زنی در قمار بی ادبی است

ای سعیدا محبتی در دل
غیر حب نگار بی ادبی است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}