شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

هر که را راه سخن وا شده موسی گردد
هر که پاس دم خود داشت مسیحا گردد

هر که او پاک درون تر گرهش مشکل تر
که گهر وانشود بحر اگر واگردد

اطلس کار جهان را نه چنان بافته اند
که سررشته به تدبیر تو پیدا گردد

گر دلت یک سر مویی خبر از حق یابد
هر سر موی، تو را دیدهٔ بینا گردد

سخن عشق مگویید به هر بی دردی
راز ما را مگذارید که افشا گردد

هر که دل بست نه آیین محبت داند
هر سعیدی که نتواند که سعیدا گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}