شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

که طرف از این فلک فتنه بار می بندد
که یک گره چو گشاید هزار می بندد

هوا به روی گل و لاله رنگ می ریزد
بهار پای چمن را نگار می بندد

چمن شکوفهٔ دستار بر سر هر شاخ
به دستیاری دست بهار می بندد

عجب ز زلف تو دارم که هر زمان صد چین
چگونه در شب تاریک و تار می بندد

فلک اگرچه سعیدا به طور من گردد
چه می گشاید از آن و چه کار می بندد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}