شمارهٔ ۲۴۷

غزلیات

جهان تو را به سر انکسار می آرد
که تا بزرگ شود در فشار می آرد

نسیم خط تو گر بگذرد به سوی چمن
هزار طعنه به باد بهار می آرد

اگرچه بحر پرآشوب و مست و بی پرواست
شکسته کشتی ما در کنار می آرد

هر آن نهال که از آب دیده پروردم
ز شوربختی من شعله بار می آرد

به فکر کرده و ناکرده عمر صرف مکن
که این حساب غم بی شمار می آرد

تأسفات گذشته، امید آینده
نهال عمر تو هر دم دو بار می آرد

فریب بادهٔ دنیا مخور به رنگ و به بو
که ناچشیده سعیدا خمار می آرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}