شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

خط رخسار تو را گرچه ز بر باید خواند
صنعت این است که بی زیر و زبر باید خواند

می توان گفت ز لب حرف به هر گوش ولی
صفت چشم به ارباب نظر باید خواند

ز هنر گوی به ما بی هنران عیب مگوی
عیب را رفته به اصحاب هنر باید خواند

بسکه عالم شده از سنگلدلی گوش گران
بعد از این وعظ به دیوار و به در باید خواند

یاد مجنون به بیابان جنون باید کرد
نقل فرهاد به هر کوه و کمر باید خواند

نی در آغوش کشی نی ز برت دور کنی
نام ترکیب تو [بی] نفع و ضرر باید خواند

عیب کردن هنری را همه از بی هنری است
گر تو داری هنری، عیب هنر باید خواند

گر بود نغمهٔ عشاق سعیدا در دل
مست باید شد و هنگام سحر باید خواند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}