شمارهٔ ۳۳۵

غزلیات

هر که در این در ز راه صدق درآید
بایدش اول ز خویشتن به درآید

خانهٔ فقر است جای ما و منی نیست
شاه جهان است یا گدا اگر آید

آن ز عمل های باطل است مشو خوش
آنچه ز اعمال نیک در نظر آید

از ره عبرت ز خویش هر که سفر کرد
گر به خود آید عزیز و معتبر آید

جسم گل آلوده ات نه کاسهٔ چین است
چون شکند باز از او صدا به درآید

این دل دیوانه را به زلف ببندید
گر به دو زنجیر، او ز عهده برآید

دوری خویش آن زمان ملاحظه افتد
هر که ز خود یک دو گام پیشتر آید

من ز سر خود گذشته می روم این راه
یار سعیدا مگر که سر بسر آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}