شمارهٔ ۳۵۱

غزلیات

شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
خون جوشد از دمش چو می ارغوان لذیذ

شد آبروی تیغ تو در کام جان لذیذ
خون از دمش به دل چو می ارغوان لذیذ

گردون چو نیشکر به دهان می‌مکد مرا
آری که در مذاق بود استخوان لذیذ

با آن که خامش است دلا راست گو سخن
حلوای قند یا لب آن مهربان لذیذ؟

تا قند ذکر را نرسانی به کام دل
کی می‌شود ز نام سعیدا دهان لذیذ؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}