شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

در ذکر تو دیدم در و دیوار قلندر
یادم دهد از روی تو دیدار قلندر

از پردهٔ ناموس [برآیی] چو بنوشی
یک جرعه از آن ساغر سرشار قلندر

در آینه هم عکس جمال تو کند سیر
خودبین نبود دیدهٔ بیدار قلندر

گه مؤمن و گه ملحد و گه گبر نماید
کس را خبری نیست ز اسرار قلندر

این کار نمی داند و از بی خبران است
هر کس کند اقرار به انکار قلندر

از مشرق و مغرب ز سعیدا تو چه پرسی
از عرش خبر می دهد اشعار قلندر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}