شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

اشکی که به گلشن چمن‌آرا نکند کس
زنهار که از دیده تمنا نکند کس

محکم نشود جذبهٔ قلاب محبت
تا از ته دل در دل هم جا نکند کس

بردار ز رخ پرده چو خورشید که هرگز
از سهو دگر یاد مسیحا نکند کس

خوش نعمت عام تو زبان همه را بست
تا از تو دگر شکوهٔ بی‌جا نکند کس

بر عاجز و بیچاره اگر رحم ثواب است
پس رحم چرا بر تو سعیدا نکند کس؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}