شمارهٔ ۴۱۱

غزلیات

یا من فتح باسمک باب السلام فیض
انت السلام دارک دارالسلام فیض

در مدح قامت تو و لعل لب تو بود
هر جا رسیده است به گوشم کلام فیض

صیدی که شد اسیر تو فیض است قسمتش
خال و خط تو دانهٔ فیض است و دام فیض

سرو بهشت و پیکر فیض است قامتش
چشم و نگاه، بادهٔ فیض است و جام فیض

بالم ز ذوق چاک زنم خرقه همچو گل
هر گه صبا ز کوی تو آرد پیام فیض

قد تو عمر خضر و خرامت روان پاک
روی تو صبح صادق و زلف تو شام فیض

من واله ام تو را و تو حیران خویشتن
من مست چشم و چشم تو مست مدام فیض

افتد به پای من گل اگر بو نمی کنم
در گلشنی که نیست سعیدا دوام فیض

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}