شمارهٔ ۴۱۵

غزلیات

گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط
بد کرده هر که گفته به روی تو زین نمط

در دیده اش ز نور سودای نبوده است
حرفش غلط برآمد و خط بر رخت غلط

خط بر رخ تو نسخهٔ خوبی تمام کرد
خالی است بر کنار لبت جای یک نقط

افتاده ام به دست دل چشم اشکبار
تا کی کشم مزاحمت دشت و رنج شط؟

شیخی اگر کند ز سعیدا عجیب نیست
منصور شد به دار بقا و سری سقط

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}