شمارهٔ ۴۹۰

غزلیات

بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
قربان شوم تو را چه کنم بی تحملم

یک ساغر شراب میسر اگر شود
در بزم روزگار ز اهل تجملم

دزدیده هم نکرده فلک سوی من نظر
در روزگار، سرمهٔ چشم تغافلم

در هر ظهور عشق ظهوری دگر کند
در شهر و کوچه ها سگ و در باغ بلبلم

تا مرغ دل ز دانهٔ خالش طمع برید
نی در شکنج زلف نه در قید کاکلم

از جا به هیچ باب سعیدا نرفته ام
چون خانه زاد صبر و مرید توکلم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}