شمارهٔ ۵۳۲

غزلیات

از چشم خود ای دلبر شایسته حذر کن
تو خسته نه ای ای نفس از خسته حذر کن

[هشدار] ز چشمی که به حیرت نگران است
مستی که به ره می رود آهسته حذر کن

خال تو سپندی بر آن آتش رخسار
در آینه ز این دانهٔ برجسته حذر کن

ز این بیش مکن جور و جفا رحم به خود کن
از آه دل مردم وارسته حذر کن

دزدیده نگاه است که دل می برد و دین
آن چشم سیه دیده و دانسته حذر کن

از دلبر محجوب خبردار سعیدا
از پنجهٔ شهباز نظر بسته حذر کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}