شمارهٔ ۵۶۷

غزلیات

دوست به دشمن به کربلا تو نمودی
یوسف یعقوب را بها تو نمودی

صورت جان من است جسم لطیفت
آنچه ندیده است کس مرا تو نمودی

زلف گشودی و خط سبز کشیدی
آنچه نبود آن سوا سوا تو نمودی

بوالحکمی را ابوی جهل تو کردی
ختم نبوت به مصطفی تو نمودی

رسم جفا، روی خوب و چشم سیه را
دلبری و شوخی و ادا تو نمودی

در حرم امن جای توست سعیدا
چون به قضای خدا رضا تو نمودی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}