شمارهٔ ۵۷۳

غزلیات

تلخی کند به کام خضر آب زندگی
بیدار چون شود ز شکر خواب زندگی

از غفلت است این همه عمر دراز خضر
بدتر ز خواب مرگ بود خواب زندگی

چون تیغ گرم در پی تحصیل آبروی
من بارها گذشته ام از آب زندگی

شب های تار عمر به غفلت گذشته است
فیضی مگر بریم ز مهتاب زندگی

آخر سرش ز کثرت خمیازه شد حباب
آن کس که داشت خواهش دریاب زندگی

هر روز تار عمر نهد رو به کوتهی
بیکار نیست دست رسن تاب زندگی

جان سخت تر ز خضر سعیدا کسی ندید
آورده است تا به چه حد تاب زندگی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}