شمارهٔ ۶

قصاید

آن که خوانی نام او نفس بهیم
در حقیقت اوست شیطان رجیم

نیست در عالم عجایب تر ز نفس
نیست یک ساعت به حال مستقیم

در دمی مردی خدادان می شود
در دمی بدتر ز شیطان رجیم

چون ببیند مرده ای را می برند
می گدازد همچو مویی او ز بیم

می شود تن خسته و دل مضطرب
لرزه در اعضاش افتد چون نسیم

با کسان گوید که در راه خدا
با فقیران نان برآرید و حلیم

روی سوی حضرت حق می کند
کای خدا دستم بگیر و ای کریم

ناله و زاری و افغان می کند
توبه از کردار و افعال قدیم

یک به یک مشهود می گردد ورا
از عذاب قبر و از نار جحیم

باز چون آن قصه اش از یاد رفت
گشت تن فربه ز خون و لحم و ریم

می شود فرعون وقت خویشتن
جنگ می آرد به موسای کلیم

هر زمان آیینه ای گیرد به کف
تا نماید روی چون پای سقیم

خوش کند دل را و خندد بر بروت
ریش را شانه کند سازد دو نیم

قشر می بیند وقوف از مغز نی
بی خبر تا چیست در زیر ادیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}