ابوالعلاء شوشتری
شمارهٔ ۱
اشعار باقیمانده
میگفت به دندان بتم عقد درر
من همچو توام خوشاب و پاکیزه گهر
خندانخندان به زیر لب گفت : خموش
بربسته دگر باشد و بررسته دگر
ابوالعلاء شوشتری
اشعار باقیمانده
میگفت به دندان بتم عقد درر
من همچو توام خوشاب و پاکیزه گهر
خندانخندان به زیر لب گفت : خموش
بربسته دگر باشد و بررسته دگر
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}