غزل شمارهٔ ۸۹

غزلیات

دل می‌خرد حبیب و مرا این متاع نیست
گر طالب سرست برین سر، نزاع نیست

کاری است عشق مشکل و حالی است بس غریب
کس را به هیچ حال بران، اطلاع نیست

دنیا خرند اهل مروت به هیچ وجه
ارباب عشق را هوس این متاع نیست

در عاشقی دلا ز ملامت مشو ملول
کاحوال خستگاه هوا جز صراع نیست

در سر ز استماع الست است مستیی
ما را که احتیاج شراب و سماع نیست

چون زلف اگر به تیغ سرم قطع می‌کنی
ما را به مویی، از تو، سر انقطاع نیست

هیچ آتشی به حرقت فرقت نمی‌رسد
وان نیز دیده‌ام به سوز و وداع نیست

سلمان امید مهر از آن ماهرو مدار
زیرا میان این مه و مهر اجتماع نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}