غزل شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

مرا از آینهٔ سخت روی سخت آید
که در برابر روی تو روی بنماید

چو شانه دست به دندان اگر برم شاید
که شانه در سر زلف تو دست می‌ساید

لطیفه‌ایست دهان تو تا که دریابد
دقیقه‌ایست میان تو تا که بگشاید

عروس گل ز جمال تو چون خجل نشود
سپیده دم که به گلگونه رخ بیاراید

سر مرا ز سعادت به دولت عشقت
جز آستان درت هیچ در نمی‌باید

عروس خاطر سلمان که با لبت پیوند
کند هر آیینه زین گونه گوهری زاید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}