غزل شمارهٔ ۳۴۸

غزلیات

در خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی
کردیم سوال و نشنیدیم جوابی

خوردیم بسی خون و ندیدیم کسی را
جز دیده که ما را مددی کرد به آبی

من نگذرم از خاک درت خاک من اینجاست
ای عمر تو بگذر اگرت هست شتابی

در شرح فراقت چه نویسم که نگنجد
شرح غم هجران تو در هیچ کتابی

در خواب خیال تو هوس دارم و کو خواب
ای بخت شبی بخش بدین یکدمه خوابی

جان خواست که در لطف به شکل تو بر آید
هم رنگی طاوس هوس کرد غرابی

دی مدعیی دعوت من که سلمان
تا کی ز خرابات چه آید ز خرابی

آمد به سرم عشق که مشنو سخن او
تو روی به ما کرده‌ای او روی به آبی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}