قطعه شمارهٔ ۸۲

قطعات

ای خسروی که دست و دل کامگار تو
کار جهان به تیغ جهانگیر می‌کنند

شیران رایت تو هژبران رزم را
در مرغزار معرکه به نخجیر می‌کنند

آیات فتح را به زبان و سنان و تیغ
پیوسته اولیای تو تفسیر می‌کنند

اقبال تا به دامن جاه تو چنگ زد
حساد ناله زارتر از زیر می‌کنند

آب از هوای لطف تو دیوانه می‌شود
زان دست و پای آب به زنجیر می‌کنند

مقصود مقریان قماری دعای توست
زان ناله‌ها که در شب و شبگیر می‌کنند

خورشید طلعتا و زرای تو وجه من
اکنون سر ماه رفت که تدبیر می‌کنند

در کار بنده خرد و بزرگ آنچه راستی است
تاخیرها نموده و تقصیر می‌کنند

انعام شاه و حکم امیرست و من غریم
وجهی است دادنی به چه تاخیر می‌کنند؟

اکنون به لطف خویش ازیشان سوال کن
تا خود درین قضیه چه تقریر می‌کنند

بازار تیغ و کلک تو همواره تیز باد
تا کار ملک راستی از تیر می‌کنند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}