قطعه شمارهٔ ۸۶

قطعات

خدایگانا چو شد اشارتت که رهی
به ملک فارس به تحصیل وجه زر برود

گمان بنده نبود آنکه بعد چندین سال
ز درگهت به چنین کار مختصر برود

ولی به حکم قضا بر رضا چه چاره بود
چو هست حکم قضا گو بدین قدر برود

به خاک پای عزیزت که گر به آب سیاه
اشارت تو بود چون قلم به سر برود

اگرچه رفتن او هر چه دیرتر بکشید
کنون چو می‌رود آن به که زودتر برود

بساز کار من امروز زانکه می‌ترسم
که گر دو روز بمانم یکی دگر برود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}