سلمان ساوجی
قطعه شمارهٔ ۱۰۵
قطعات
آنکه از کبر، یک وجب میدید
از سر خویش تا به افسر هور
وانکه میگفت شیر معرکهام
دولت شاه ساخت او را کور
قوت الظهر پشت او شکست
قرهالعین کرد چشمش کور
تا بدانی که با سعادت و بخت
برنیاید کسی به مردی و زور
سلمان ساوجی
قطعات
آنکه از کبر، یک وجب میدید
از سر خویش تا به افسر هور
وانکه میگفت شیر معرکهام
دولت شاه ساخت او را کور
قوت الظهر پشت او شکست
قرهالعین کرد چشمش کور
تا بدانی که با سعادت و بخت
برنیاید کسی به مردی و زور
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}