بخش ۱۰ - قطعه

جمشید و خورشید

شاهی که در بسیط زمین حکم نافذش
جذر اصم ز صخره صمّا شنیده‌اند

صد نوبت از سیاهی گرد سپاه او
این اشهبان توسن گردون رمیده‌اند

تن جامه‌ایست خرقه جسم مخالفش
کان جامه را به قد حسامش بریده‌اند

آنجم ندیده‌اند در آفاق ثانیش
ور ز آنکه دیده‌اند، یکی را دو دیده‌اند

آن سایه عنایت یزدان که وحش و طیر
در سایه عنایت او آرمیده‌اند

در آفتاب گردش ازین سایه کی فتاد
تا سایبان سبز فلک گستریده‌اند

در کار زر به دور کفش خیره مانده‌ام
تا آن دو روی را به چه رو برکشیده‌اند

سرویست سر فراز به بستان سلطنت
کان سرو را ز عقل و روان آفریده‌اند

ماران رمح سینه اعدا ز دست او
سوراخ کرده‌اند و بدو در خزیده‌اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}