بخش ۴۳ - از خمار باز آمدن جمشید

جمشید و خورشید

ملک در خواب صوت چنگ بشنید
چو باد صبحدم بر خود بخندید

خمار آلوده سر برداشت از خواب
شراب و آب و مطرب دید و مهتاب

چو مه بیدار شد خورشید برجست
خرامان شد به برج خویش بنشست

صبا می‌داد بویی از بهارش
سمن را بود رنگی از نگارش

مهی خورشید رویش دید بی جان
روان این مطلعش سر بَرزَد از جان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}