بخش ۵۲ - غزل

جمشید و خورشید

شوق مِیْ‌اَم نیم شب بر در خَمّار برد
بوی گلم صبح دم بر صف گلزار برد

ناله چنگ مغان آمد و گوشم گرفت
بیخودم از صومعه بر در خَمّار برد

با همه مستی مرا پیر مغان بار داد
هرچه ز مستی من یافت به یکبار برد

ساقی‌ام از یک جهت ساغر و پیمانه داد
مطربم از یک طرف خرقه و دستار برد

همچو گلم مدتی عشق در آتش نهاد
عاقبت آب مرا بر سر بازار برد

کار چو با عقل بود عشق مجالی نداشت
عشق درآمد ز در عقل من از کار برد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}