بخش ۵۶ - قطعه

جمشید و خورشید

چو بر حدود یار حبیب بگذشتم
که کرده بود خرابش جهان ز بی‌باکی

مجاوران دیار خراب را دیدم
در آن خرابه خراب و شکسته و باکی

به خاک راهگذار حبیب می‌گفتم
که ای غلام تو آب حیات در پاکی

کجا شدت گل این باغ شمع این مجلس
کجا شد آن طرب و عیش و آن طربناکی

بسی از این کلمات و حدیث رفت و نبود
در آن منازل خاکی بجز صدا حاکی

مرا که منزل آن ماه بود در دل و چشم
نبوده هیچ تعلق به منزل خاکی

زمان زمان به دل و چشم خویش می‌گفتم
ایا منازل سلمی و اَین سلماکی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}