شمارهٔ ۱

غزلیات

دلا تویی که به کار خودت گزیده خدا
برای عشق بتانت نیافریده خدا

ازین عزیزی خود را قیاس کن که جهان
ترا فروخته چون یوسف و خریده خدا

وجود خاکی ما مهر سجده ملک است
به حیرتم که درین مشت گل چه دیده خدا

به تنگنای حبابی محیط چون گنجد؟
به دل ز قدرت خویش است آرمیده خدا

هوای وصل بتان است عیب دل چو حباب
براو ز لطف، ازآن پرده ای کشیده خدا

ز حرف وصل بتان آنچه گفته ایم به دل
شنیده و ز کرم کرده ناشنیده خدا

چو گل، سلیم همه پرده گر شود، رسواست
کسی که پرده ی ناموس او دریده خدا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}