شمارهٔ ۲۶

غزلیات

‎تویی که تیغ چو آب تو کشته آتش را
به زهر چشم، عتاب تو کشته آتش را

ز باد، آتش اگرچه همیشه زنده شود
نسیم طرف نقاب تو کشته آتش را

به خون گرم گر آلوده است نیست عجب
به تیغ موجب شراب تو کشته آتش را

به سوختن بردم عشق، خوش تماشایی ست
به جرم این که کباب تو کشته آتش را

مجال لاف زبان آوری به شعله نداد
سلیم، طبع چو آب تو کشته آتش را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}