شمارهٔ ۲۸

غزلیات

افروخت از تبسم مینا ایاغ ما
تر شد ز خنده های صراحی دماغ ما

تا جام می به دست رسیده ست سرخوشیم
از آستین رهی ست به سوی دماغ ما

ما را به برگ لاله چه نسبت، که روزگار
هرگز نسوخته ست کسی را به داغ ما

از پای تا به سر چو شفق شعله درگرفت
آن ابر خون گرفته که آمد به باغ ما

داریم شعله ای که ملایم تر از گل است
پروانه ای نسوخته است از چراغ ما

هرگز تهی نگشت ز خون جگر سلیم
هرچند همچو لاله شکسته ست ایاغ ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}