شمارهٔ ۵۷

غزلیات

چو غنچه نیست نهان از کسی دفینهٔ ما
کف گشاده بود همچو گل خزینهٔ ما

به هرکجا که به سنگی رسید، همچون موج
بغل گشاده دود سویش آبگینهٔ ما

شدیم خاک و فلک را چو شیشهٔ ساعت
برون نمی‌رود از دل غبار کینهٔ ما

چهار موجه بود یک رباعی مشهور
که بحر یاد گرفته‌ست از سفینهٔ ما!

ز بس نرفت برون هرکه جا گرفت در او
بود چو صفحهٔ تصویر، لوح سینهٔ ما

چون این در آینه صورت‌پذیر نیست سلیم
زمانه کیست که پیدا کند قرینهٔ ما؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}