شمارهٔ ۷۶

غزلیات

جهان چه می به قدح ریخت بی خبر ما را
که خاک شد سر و نگذاشت درد سر ما را

محبت عجبی در میانه ی من و اوست
زمانه گر بگذارد به یکدگر ما را

چنان کرشمه به ما می کند، که پنداری
خریده است گل این چمن به زر ما را!

چگونه دل ز غم روزگار برداریم؟
همین رسیده به میراث از پدر ما را

ز بلبلان گلستان سلیم صد فریاد
که از بهار نکردند باخبر ما را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}